الناالنا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

LAÇIN ELENA

میخواهم با پدرم صحبت کنم

می خواهم با پدرم صحبت کنم می خواهم که زمان را به فراموشی بسپارم به اندازه ی یک آه، به اندازه ی یک لحظه یک وقفه بعد از دویدن و جایی روم که قلبم مرا می کشاند می خواهم مسیرم را دوباره بیابم زندگی ام کجاست، جایگاهم کجاست از گذشته با ارزشم محافظت کنم و گرمای باغ پنهان آرزوهایم می خواهم از اقیانوس بگذرم، با مرغ دریایی هم پرواز شوم به هر آنچه که دیده ام بیندیشم و به سوی آنکه نمی شناسم، بروم می خواهم ماه را پایین بیاورم، زمین را هم نجات دهم اما قبل از همه ی اینها، می خواهم با پدرم سخن بگویم با پدرم سخن بگویم می خواهم قایقی برگزینم نه بزرگترین را و نه زیباترین را قایق را با تصاویر پر کنم و عطر سفرهایم می خواهم توقف ک...
18 آبان 1393

روز جهانی کودک مبارک

تمام وجود من و بابایی: اگر تو نبودی جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد. اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند. اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.   ...
16 مهر 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به LAÇIN ELENA می باشد