دلتنگ روزای النایی
این روزها حضورم مادرانست ...دخترک بزرگ شده و من یواش یواش تو قالب مادری جا افتادم. دنیام عوض شده۳ سال پیش ازاین ذهنم درگیر مقولات کاربود. این روزها اما کوکو می پزم ، چون دخترک علاقه عجیبی به کو کو پیدا کرده این روزه کار من این است که از پشتی میز کو چکی بسازم و تخته وایت برد به همراه ابری و ماژیکی دردست برای او جوجه ای بکشم به رنگ زرد و به دخترک بگویم:این جوجه است ....جوجه میگه جیک جیک و چی می خوره :دونه....آری روزگار همین است ....باید صدای جیک جیک جوجه را به کودکم بگویم تا او هم بشنود این حق مسلم کودکم است این روزها صدای ترانه در خانمان طنین انداز شده ...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلتنگ روزای النایی
