الناالنا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

LAÇIN ELENA

روزگار غریبی است، نازنین

1391/9/29 10:11
نویسنده : Owner
1,015 بازدید
اشتراک گذاری
اعتراف مي كنم كه تا چند وقت پيش اونقدر نسبت به اينكه دور و برم چه اتفاق هايي مي افته حساس نبودم!!! ناراحت مي شدم، دلم مي گرفت، غصه هم مي خوردم ولي اونقدر حساس نبودم كه اين اتفاقات من رو به فكر واداره و ...

اما اعتراف مي كنم ديروز به عنوان يه مادر به خودم لرزيدم...

دختركم، ديروز وقتي به تو نگاه مي كردم و بعد نگاهم به صفحه جعبه جادويي برمي گشت به خودم لرزيدم، يك لحظه خودم رو گذاشتم جاي اون مادري كه ديروز لحظه به لحظه اش مثل جهنم براش گذشت و نگاهش به در خشك شد تا ببينه بچه اش كي به خونه برمي گرده! يا اون مادري كه بي قرار همش به ساعت نگاه مي كرد تا يه وقت بچه اش دير نكرده باشه!

ديروز هم يه روزي بود مثل روزاهاي ديگه اي كه پاي خبــــــــــر مي نشستيم و اخــــــــبـــــــار رو دنبال مي كرديم ...

ولي اعتراف مي كنم كه ديروز يه حس ديگه اي داشتم... نگران شدم براي تو، براي آينده ات ..

.

و به اين فكر مي كردم كه مادر بودن چقدر سختـــــــــه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به LAÇIN ELENA می باشد