رو نوشت از دوست
يادم مياد 12،13 سالم بود شايدم يه كم بيشتر كه به كفش پاشنه بلند علاقه مند شدم و لوازم آرايش برام جذاب بود؛ ولي يادم نمياد تو سن 1 سال و نيمه گي رفته باشم جلوي آينه، برس ژرگونه رو زده باشم تو پودر و لپام رو سرخ كرده باشم، بعدم چندتا گردن بند از خودم اويزون كرده باشم و النگو هم تو دستم رفته باشم سراغ كمد كفش ها،يادم نمياد كه دونه دونه كفش ها رو امتحان كرده باشم بعد يكي رو كه بيشتر دوست داشتم پام كرده باشم و راه افتاده باشم تو خونه و خنده كنون رژه رفته باشم! اصلا يادم نمياد، اونم چي يك سال و نيمه گي! عجب دوره زمونه اي شده!!!
فهميدن نوشت: فهميدم گره زدن كراوات به صورت مرتب و صاف و صوف كاري است بس بسيار سخت كه بايد براش 100 تا سايت و ويدئو رو مرور كرد، آخه مملكته داريم؟!
بعدا نوشت: خدا پدر و مادر اين تقويم رو بيامرزه كه با تعطيلات متعددش يه حال اساسي به ما مي ده و فرصت ميكنيم سفر بريم، اونم كجا! متل قو... جايي كه براي من خيلي خاصه و 1001 خاطره خوب و بد ازش دارم. خدايا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رو نوشت از دوست
