الناالنا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

LAÇIN ELENA

یه روز کاری و یاد النای قشنگم

1391/1/24 16:42
نویسنده : Owner
978 بازدید
اشتراک گذاری
مهربان بی منت
اداره ام .....زنگ زدم حال دختری رو از مامانم جویا بشم .....مثل همیشه در حال ارام کردن روان منه ....خوب غذا خورده .......الان داره بازی میکنه ....داره میدوه ....

 

مشغول صحبتیم که صدای نرم و نازکشو می شنوم میگه  الو به زبون خودش میخواد با من صحبت کنم ......

نا خداگاه می خندم ........

نازم النا :سلام مامانی.........و اون با یه خوشحالی و شنگولی خاص

من :غرق در خوشحالی و شوق سلام دختر قشنگم .....نمی تونم توصیف این حالمو بکنم .......

دوباره مامان از اون طرف به النامیگه بگو غذا خوردم ....

یعنی فکرکن .....!!!!!..کی این همه به فکر تو هست .....؟

کی براش مهمه که وقتی از عزیزترینت دوری بهت ارمش بده تا نگرانش نباشی .....؟؟؟

کی این همه مهربونه ......؟؟؟.حتی گاهی بیشتر از من با بد اخلاقی های النا کنار میاد

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

زهره مامان هلیا
26 فروردین 91 19:20
آره انگار حوصله اونا بیشتر از ماهاست مامان منم اونجوریه
مامان چشم عسلی
31 فروردین 91 0:58
عزیزم خدا مامان جونت رو هم برای شما و هم برای النای قشنگم نگه داره انشالله
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به LAÇIN ELENA می باشد