روزهایی که فقط تو آن را به خاطر خواهی سپرد... و خدا
ایستادن وسط میدان شلوغ زندگی زنهای شاغل، دنیای پیچیدهای دارند که هیچ کس جز خودشان آن را نمیفهمد. مادرهای شاغل، دنیایشان از آن هم پیچیدهتر است. باز اگر ماجرا فقط حقوق بود، میشد راحتتر هضمش کرد «دوستش ندارم، اما به پولش احتیاج دارم، مجبورم.» اما وقتی کارت را از صمیم قلب دوست داری و به بچهات هم عشق میورزی، ماجرا بدجوری به هم میپیچد. مادرهای شاغل هر روز دارند میجنگند. با رئیسشان برای کار کمتر، با بچهشان برای خداحافظی سوزناک، با کسی که از بچه نگهداری میکند برای این که طبق اصولشان با بچه حرف بزند، بازی کند، غذایش را بدهد، بخواباند و بقیه چیزها، با همسرشان برای ...
نویسنده :
Owner
14:13









