با تمام وجود دوستت دارم النایم
داره بازي ميكنه، تو اين بدو بدو ها و خنده ها، صاف با كله ميره تو ديوار!
اخم هاش رو تو هم ميكشه، برميگرده و دستش رو ميذاره رو سرش
-اوخ.
- اوخ شدي مامان؟ اشكال نداره، بازي مي كردي ديگه، حالا بيا بوسش كنم خوب شه...
آروم آروم مياد
- كجات اوخ شده بده بوس كنم
سرش رو ميندازه پايين و پيشوني اش رو مياره جلو. يه بوس مي كنم. ميخنده و ميره.
بين راه انگار چيزي يادش افتاده با شيطنت صبر مي كنه، نگاهم مي كنه و دوباره ميره و اين بار پاش رو با احتياط ميزنه به ديوار ، دستش رو ميذاره رو پاش بعد ميدوئه مياد پاش رو مياره بالا
- اوخ شده، بوس كن...
...
و اين داستان اونقدر ادامه داره تا من تمام اعضا و جوارح دختر رو بوس كنم اون غرق در خنده وقتي از اين كار خسته شد بره دنبال يه سرگرمي ديگه.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


با تمام وجود دوستت دارم النایم
