بدون عنوان
حس مادرانه شاید ابعاد وسیعی داشته باشه که گاهی هیچ توجیهی نداره ، اما قابل اغماض هم نیست ... شاید در طول روز بارها و بارها از دست وروجکت کلافه بشی ولی تحمل یک اخم ساده را هم از غیر نداری ! ... در عین حال که فکر کنی خیلی باهوشه از همه باهوشتر... همیشه نگرانی که وروجکت توی هیچ زمینه ای از بقیه عقب نباشه! اگر شیطنت زیاد بکنه فکر میکنی نکنه بیش فعاله ؟ اما تا اروم میشنه نگران میشی که چرا فعالیتش کم شده !.... اگر زیادی بخوابه اروم و قرار نداری انگار یه چیزی گم کردی ! اما تا زمان خوابش میگذره زود نگران میشی که چرا این بچه خواب نداره، بعد میشینی ساعتهای خوابش را طی یکی دو روز گذشته حساب و کتاب میکنی که نکنه خوابش کم شده باشه !.... اگر مدام با روروئکش پشت سرت مامان مامان کنه میگی نکنه زیادی بهم وابسته شده نکنه لوس بشه یکی یک دونه ام ! و اگر ازت جدا باشه طاقت دوریش را نداری و میگی نکنه مهر مادریش کم بشه ! ... اصلا انـگار ذات مادر بودن همیشه نگران بودن و تا ابد مسئول موندنه.



بدون عنوان
