اولین مروارید
امروزم مثل روزای دیگه.. خورشید طلوع کرد .. زمین چرخید..باد وزید...و صدایی آمد...یه چیزی مثل جینگ..
وقتی خواستی توفنجان کوچولوت چایی بخوری از تو دهنت یهو این صدای جینگ اومد بیرون..کوچکم از قندون بیرون اومدی..آخه دیگه دندون دار شدی ..مبارکت باشه
این مروارید زیبا اولین هدیه تو به من بود .. .. اینهمه ذوق و شادی و هیاهو ...فکرشم نمیکردم یه دندون اینقدر برام شیرین باشه و عاشقش بشم ...مبارکم باشه
باخاله الهام اینا رفته بودیم پیکنیک همون موقع همه غرق در شادی بودیم.وقتی این خبرو به مامان جون دادم مبارک باشد گفت و خودش اماده برا درست کردن دیشلیق کرد.
بابا بزرگ هم یه پیرهن شیری گل گلای صورتی برات کادو داد به میمنت مرواریدهای قشنگت.

واینهم تست جالب مرواریدها

اینم همون پیرهن هدیه ددی جون


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مروارید
