اینهم برای بابای مهربانت
وقتى که دست عزیزت یه نوازشگر خوبه
وقتى که طلوع چشمات دشمن هرچى غروبه
وقتى که سایه اسمت روى لبهام خونه داره
وقتى که یاد قشنگت منوتنها نمىذاره
تو بگو جز تو کسى هست روى تشنگیم بباره
کسى هست اگه تورفتى، واسه من بشه ستاره
یه تبسم از نگاهت واسه من تموم دنیاست
وقتى چشماتو مىبندى، زندگى واسم معماست
تو نباشى، نمىدونم تا کجا طاقت میارم
دوش امن تو نباشه، سرمو کجا بذارم؟
تو چشات معدن عشقه، من یه حفار قدیمى
من چى کار کنم که بیشتر با دلم بشى صمیمى
وقتى که حضور سبزت واسه من یه امتیازه
وقتى که دلم یه عمره داره به نگات مىبازه
بذا تا همیشه دستات بمونه تو دست سردم
بى تو من خسته راهم، بى تو من اسیر دردم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اینهم برای بابای مهربانت
