نخستین گامها به سوی فردا
دختر نازم،النايم
ساعت 15:20 روز پنجشنبه13 مرداد ماه 1390 در خونه مامان جون اولين گامهايت را برداشتي.
من و مامان جون اينقدر ذوق زده شديم كه هورا گويان دست زديم و دست زديم.
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
اينقدر خوشحال شديم كه نگو و از آن موقع تا به حال نازم كم و بيش تك قدمهايي برمي داري.
عزيز دلم
راهي كه در پيش روي توست پر از فراز و نشيب و پستي و بلنديست،پس گامهايت را بلند و استواربردار.
در اين راه گه سهل و گه دشوار موانعي هم هست كه اگر به خود و خداي خود اعتماد داشته باشي به آساني آنها را پشت سر خواهي گذاشت.
يكدانه ام
جاده زندگي پر از پيروزي و ناكاميست ،از پيروزيها مغرور و از شكستها مايوس مشو.غرور اگر بي اندازه و بيجا باشد تو را زمين خواهد زد و نا اميدي از تو انساني سرخورده و پژمرده خواهد ساخت.
جگر پاره ام
هر شكست مي تواند يك پيروزي بسازد اگر تو بخواهي.پس همواره و در همه حال تلاش كن و هيچگاه و هيچوقت و هيچ جا دست از تلاش و كوشش برندار.از تمام فرصتها نهايت استفاده را ببر و با اتكا به اراده خويش و با ياري خداوند به سوي آينده ات گام بردار.
دنيا در دستان توست و آينده پيش رويت.زيبا بسازشان
نخستين گامهايت به سوي فردا مبارك







نخستین گامها به سوی فردا
