غافل از خودم یا لبخندهای نازنین النا
چقدر فراموش شدم... گاهي وقتا آدم فكر ميكنه چقدر فراموش شده، و اين احساس وقتي شدت ميگيره كه تو جمع دوستان قديمي قرار بگيري و وقتي همه دارن مي گن و ميخندن، ميزنن و ميرقصن، مي خورن و مينوشن... تو بايد يه گوشه خلوتي رو پيدا كني و اينقدر " لا لا پيش پيش" بخوني تا شايد يه فسقلي براي چند دقيقه چشماش رو رو هم بزاره يا وقتي همه نشستن و دارن يه فيلم جذاب مي بينن تو بايد بازم يه گوشه خلوتي پيدا كني و اينقدر قربون صدقه همون فسقلي بري تا شايد چند قلپ شير بخوره يا وقتي همه نشستن دارن گپ ميزنن و ورق بازي مي كنن و صداي قهقه ها و بلف زدناشون تا 7 تا خونه اونورتر ميره تو بايد بازم يه گوشه خلوتي رو پيدا كني، دست و صورت و موهات رو در اختيار همين فسقلي قرار بدي ...
نویسنده :
Owner
12:31












