الناالنا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره

LAÇIN ELENA

معرفی مامی سایت

معرفی مامی سایت در آدرس http://www.mamisite.com   در اینجا دو روش برای تهیه "کاداییف باقلوا" آموزش داده شده است، روش اول با پسته و همراه با خمیر باقلوا و روش دوم با گردو و تنها با خود کاداییف است. این نوع شیرینی از شیرینی های خوشمزه کشور ترکیه است، که بسیار باب طبع و پسند ایرانیان است.     مواد لازم: يوفگاي مخصوص باقلوا / 2 عدد كاداييف رشته ای / 500 گرم پودر پسته / 250 گرم مواد لازم براي شربت: شكر / 2 ليوان آب / 2 ليوان طرز تهيه: فر را با حرارت 150 درجه سانتيگراد روشن كنيد تا گرم شود يوفگا را روي ميز پهن كنيد و به 8 قسمت مساوي تقسيم كنيد. ( مانند برش يوفگا براي بورك ) دو...
30 خرداد 1391

ببخش مرا و اجازه بده من نیز با تو بزرگ شوم.

النای من فرشته معصوم کوچک که این روزها بزرگ‌تر شدنت خبر از دنیای جدیدی می‌دهد که قرار است تجربه کنیم النا آمدنت برایم فقط مادر شدن را نیاورد، همه ارزشهای انسانی و همه آنچه آموخته بودم را فرا گرفت تو فقط یک کودک در دامان من نیستی تو گنجینه‌ای هستی که خداوند به امانت به ما سپرد و من و پدر هرآنچه باید برای درخشش تو انجام می‌دهیم اما می‌ترسم، می‌ترسم محبت‌هایم و احساساتم دری برویت ببندد می‌ترسم آنقدر عاشقت باشم که عشق نباشد، بندی شوم نگذارم پرواز کنی نازمن، اگر روزی بر تو خروش گرفتم مرا ببخش اگر روزی دریاچه صبرم دریا نشد، تو صبوری کن دنیای من، آهنگ ...
30 خرداد 1391

دوستت دارم النایم

بعد از من بسیار گریه خواهی کرد بسیار اشک خواهی ریخت بسیار بغض پنهان خواهی کرد اما… دلی نخواهی شکست النای من بسیار بزرگ خواهی شد و شاید آنگاه من نباشم اما دنیای تو را می‌دانم زیباست النای من مثل من نباش، حرمت هر قلبی را نگاه‌دار مبادا مخلوقی را آزرده کنی، حتی گلهای کنار جاده را دوست بدار، آنها را هم محبت کن رهای من آزاد باش نگذار گرد هیچ تحقیری بر قلبت بنشیند، گرچه سخت است سخت است ببینی تو را آنگونه که هستی نمی‌بینند سخت است نبینند دنیای تو چگونه است سخت است از تو بخواهند عروسک زیبای آنها باشی اما… تو آزاد خواهی بود النای من دنیای ما آزاد است در آن همه عشق می‌ورزند بی‌منت...
30 خرداد 1391

حکایت درخت عشق

خلاصه بگویم دخترک مادرانگی را برای مادری نوپا شرح دادم. هرچه گفتم کم بود. هرچه خواندم یک بیت بود! این دنیایی نیست که با یک عکس بتوان توصیفش کرد. از سختیهایش بگویی دلشان می‌لرزد، از شادمانیهایش هرچه بگویی باورشان نمی‌شود. دخترک قصه من و تو ناب‌ترین قصه عاشقانگیست حکایت اولین لبخند زیبای تو به صورت من، که هیچگاه فراموشم نخواهد شد حکایت اولین دوستت دارمها، بوسه‌های نابلد و دستهایی که دور گردنم حلقه شدند حکایت ذوق دلهامان وقت بهم رسیدنها، نگاه‌هایی پر از حرف و شیطنت‌های کودکانه ما با هم کوچک من النایم یک روز حکایت درخت عشق را برای زنی گفتم، درختی که نهالش را با پدر کاشتیم و طوفانها و...
30 خرداد 1391

تجربه شیرین

توی یه فیلم که چند شب پیش دیدم یه جمله خیلی جالب بود. مادری به پسرش که حالا بزرگ شده بود گفت: من از تو متشکرم برای … من از تو متشکرم برای اینکه لذت مادر بودن رو بهم دادی. از تو متشکرم برای اینکه دوره بی‌نظیری از زندگی با اومدن تو شروع شد. از تو متشکرم چون با وجود تو معنی عمیق‌تری از زندگی مشترک، همسر، خانواده و مادر و پدر رو درک کردم. از تو ممنونم که تلاشت برای برقراری ارتباط به من یاد داد برای رابطه بهتر، باید بیشتر سعی کرد. از تو ممنونم که خالص بودنت به یادم آورد که نهاد همه انسانها خالص و پاکه و از تو متشکرم بخاطرتجربه‌هایی که با بودن تو شکل گرفت و اگر نبودی هرگز نمی‌فهمیدم زندگی چقدر زیباتر می‌تونست باشه...
30 خرداد 1391

کاشکی میشد بهت بگم...

  کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم.... جان دلم ؛ النایم دو ماهه اگاهانه صدایمان میزنی بابایی مامان پشت هم تو خونه میگی باباش بابایی..ولی وقتی منو میبینی یه مکث ناز میکنی یه لبخند خوشگل...من فدای دندونات بشم...و میگی ماما؛ صدای تو زیباترین ملودی که تا حالا شنیدم...ظریف...ارام...خوش اهنگ وای که نمیدونی چه حسی دارم...میخواستم مطمئن بشم منو صدا میزنی... شدم ...جون گرفتم...عاشقتر از پیشت شدم چرا اینقدر وابسته ی بودنت شدم...؟!حتی وقتی خوابی...دلتنگت میشم هربار صدام میزنی.... نمیدونی چه میکنی بامن...یه هیجان توصیف نشدنی...مثل وقتی ترن هوایی سوار میشم... نمیدونم این هیجان همیشگیه؟؟ کاشک...
15 ارديبهشت 1391

دخترم عاشقتم

  دختر بی نظیرم هر روز عاشقترت میشوم وهر روز فکر میکنم امروز نهایت عشق است اما.... فردا می اید و من.... خدا را سپاس میگویم از این نعمت عظیم ... مادر بودنم !!! شیرخواره من... شیره جانم هزاران بار بکامت باد . لحظه ایست ان لحظه !!! ان لحظه ای که مرا با تمام وجود نازنینت طلب میکنی... کاش زمان متوقف شود. خلوتی دونفره ؛من و چشمان ناز تو, من و دستان کوچک ت ,عشق من و ارامش تو.. مادرانه هایم ارزانی ات مگر نمیدانند ارزوی من داشتن تو بود؟!! مگر نمیدانند من در تو خلاصه شده ام... مرا همین حس لحظات ناب بس است...! بی نظیرم؛برای من با تو بودن ودر کنار بابای مهربان ناب ت...
15 ارديبهشت 1391

زیبای من

تو که میخوابی دنیا هم میخوابد... ومعصومیتت؛ هزار برابر میشود... اصلا تو میشوی معصومیت محض! و عطرش همه جا را میگیرد... انقدر این لحظه را دوست دارم که میخواهم همان لحظه بنشینم و سیر تماشایت کنم! خوابت را ؛ خواب یک فرشته ی پاک. چه ناز و دلنشین میخوابی راستی...چشمهایت...همان هایی که عاشقشان هستم...حتی وقتی که بسته است زیباست...زیباترین... زیبای چشم سیا من تو که میخوابی شاید زمان هم محصور این معصومیت میشود و می ایستد می ایستد و خواب تو را تماشا میکند! خوابهایت پر از ارامش دخترم ...
15 ارديبهشت 1391

بدون عنوان

بند نمی آید دوست داشتنت... مثل انکه شاهرگ احساسم ؛ بریده باشد! دارم با لپ تاپ کار میکنم....دوتا دست کوچولو رو پشتم حس میکنم سرش رو پشتم میذاره برمیگردم و میگیرم و بغلش میکنم ،دوتا چشم معصوم میبینم و لبخندی که برای من همه چیز است توی اشپزخونه مشغولم...دوتا دست کوچولو قاشق رو از روی کابینت برمیداره میگیره و کم کم میخواد یاد بگیره کمک کردنو..و بالا رو نگاه میکنه...و من از بالا دوتا چشم معصوم و یه لبخند ناز و زیر گردن سفیدت رو میبینم....اخ فدات بشم النایم توی اتاقم دارم به کارام میرسم...یه صدای ناز میاد یه ملودی خاص...برمیگردم و تو چارچوب در یه دخترکوچولوی دوست داشتنی و دوتا چشم معصوم و یه لبخند بی نظیر....و دوباره صدام میکن...
15 ارديبهشت 1391

مادرانه ای نو!

  تغییر کرده ام حس میکنم....خیلی وقت است اما... این روزها ؛هربار تو را میبینم حسم قوی تر و افکارم پررنگ تر میشود تا قبل از این مادری بودم که مادرانه هایم را به پایت میریختم شاید رفتار تو متحولم کرد... فهمت...درکت...عکس العملت ... بزرگ شدی دخترم دیگر آن کوچکی که با هر صدایی میترسید ,نیستی... میترسی! اما میخواهی بدانی صدا از کجا بود؟! دختر کوچولوی من...حالا قبل از هر شیطنتی سرت را میچرخانی و من را پیدا میکنی...لبخندم را میخواهی برای ادامه دادن و بین شعر خواندن من....*یکیش به من اب داد یکیش به من نون داد* تو تکرار میکنی ابه ابه وانگشتان کوچکت را به علامت خواستن اب تکان میدهی... ...
15 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به LAÇIN ELENA می باشد