شروع خوب اولین روز کاری اولین هفته دی ماه 1390
دختر نازم امروز شنبه . اول هفته است به محض رسیدن به اداره این مطلب رو تو سیستم کامپیوترم از همکار محترمم جناب آقای سیفی دریافت نموده ام که خواستم اول صبحی اینو تو وبلاگت بزارم تا دیگران هم استفاده کنند: روزی با تاکسی عازم فرودگاه بودم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از محل پارک خود بیرون پرید . رانندة تاکسی من محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتری از ماشین دیگر متوقف شد ! راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان بيرون آورد و شروع کرد به فریاد زدن به طرف ما. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد ...
نویسنده :
Owner
13:58





